فرهاد ميرزا
56
سفرنامه فرهاد ميرزا ( فارسى )
فرمان خاقان مغفور كه به شاه ميرخان داده مشار اليه را خان كرده و به لقب عاليجاهى سرافراز كرده و نشان مرحمت فرموده [ كه ] به تاريخ ذى الحجة الحرام سنهء يك هزار و دويست و سى و پنج هجرى است و امضاى مرحوم وليعهد طاب ثراه به تاريخ شهر ربيع الاول سنهء يك هزار و دويست و سى و هفت است . در عهد شاهنشاه مرحوم هم به تهران آمده به او نشان الماس مرحمت كردهاند [ كه ] به تاريخ شوال المكرم سنهء يك هزار و دويست و شصت و دو است . از وزارت خارجه آنقدر نكردهاند كه طغراى فرمان مبارك را كه با طلا مىنويسند ، نوشته به او بدهند . خودشان فرمان را تذهيب كرده ، جاى طغرا خالى است . از ملاحظهء او خجالت كشيدم . ميرزا فتحعلى آخوندزاده كه به روسى آخوندوف بولكنيك مترجم پيشكارى كل قفقازيه است « الف با تاء » اختراعى خود را آورده بود كه سه قسم است ، دو قسم او را پسنديدم . يك قسم كه حروف مقطعه است و بايد از چپ به راست نوشت كه اختراع از اشكال خط لاتين است . گفتم : « چون تشبه به خط فرنگى دارد خاقانى گفته ، فلك كجروتر است از خط ترسا ، اهل اسلام قبول نخواهند كرد . ولى آن دو قسم ديگر اگر ممكن باشد بهتر است . چنانچه ابن مقله 38 خط كوفى را به نسخ بدل كرد و تسهيل عمل نمود . » در اختراع اين خط خيلى زحمت كشيده است . در اينكه در زبان عرب و فرس تلفظ منوط به سماع است حرفى نيست و اگر اعراب جزء كلمه [ بود ] و نقطه نمىداشت اين اختلافات برداشته مىشد مثلا اگر كسى نداند مجبر را به چندطور مىتواند بخواند مخبر ، مجير ، محير ، مخيّر ، محبر و مجيز [ خواهد خواند ] و اگر اعراب جزو كلمه مىشد و حروف از يكديگر تميز داشت براى اطفال و مبتدى خواندن كتاب و درس خيلى آسان مىشد بلكه منتهى نيز حاصل مىبرد . ولى حالا در دويست ميليون ملت اسلام اين خطوط رواج گرفته تغيير او مشكل است . سعدى به روزگاران مهرى نشانده در دل * بيرون نمىتوان كرد الا به روزگاران دور نيست بعضى از عوام تغيير خط را بدعت در دين بدانند . ابن مقله هم خط كوفى را تغيير داد . از دو خط اختراعى مشاراليه [ آخوندوف ] كه « قُلْ هُوَ اللَّهُ أَحَدٌ » را به خط خود براى من نوشته بود [ بايد ] در اينجا براى اطلاع ناظرين نقل نمود و هو هذا : خيال اول به واسطهء اتصال حروف كما فى السابق و ادخال اعراب به آنها و اسقاط كل نقاط ؛